ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
126
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
كه يكى از آنها در آتن در محل معروف به آكادمى « 1 » درس مىداد ، كه نامش كسانوقراطيس « 2 » ( كسنوقراطيس ، كسوقراطيس ) و ديگرى بنام بلوقين از اهالى آتن كه همان ارسطوطاليس ( ارسطو ) است . او حكمت را با رمز عنوان مىكرد و به صورت لغز مىگفت و از مردم مخفى مىداشت ، تا نظريهء او بر كسانى كه اهل حكمت بودند روشن نگردد و درس او بر مبناى تعاليم طيماوس و سقراط بود ، زيرا از آنها آموخته بود . كتابهاى بسيار تصنيف نمود ، آنچه از كتابهاى او نامش بما رسيده پنجاه و شش كتاب است . در ميان مؤلفاتش كتابهاى بزرگى است كه در هريك مقالات متعددى درج شده است . كتابهاى او چهارچهار است و مطالب آنها بهم مربوط مىگردد و در يك موضوع مىباشد ، ولى هر كتابى مخصوص بيك موضوع معين است و هريك از آنها را « رابوع » مىنامند يعنى چهار يك يا يك چهارم و هر رابوعى مربوط به رابوع پيش از آن مىباشد . افلاطون مردى گندمگون با قامتى معتدل ، خوشصورت و خوشاندام بود و محاسن ( ريش ) زيبائى داشت ، صورت او كممو و مردى ساكت و متواضع بود . چشمانى درشت شهلاى براقى داشت در زير چانهاش خال سياهى ديده مىشد . خوش صحبت بود . به صحراها و بيابانها علاقه داشت ، همانطور كه تنهائى را دوست مىداشت . غالبا از صداى گريهاش معلوم مىشد كه در كجا نشسته و كجاست و در فاصلهء دو ميل در صحراها گريه او شنيده مىشد . « اسحاق بن حنين به خط خود نوشته است : افلاطون هشتاد سال عمر كرد و حنين بن
--> ( 1 ) - آكادمى - مدرسه افلاطون در آتن كه زمين آن متعلق به قهرمانى بنام آكادموس Academos بود كه بنام آكادميا خوانده مىشد . اكنون اين كلمه بنامهاى فرنگستان ، مدرسهء عالى ، انجمن دانشمندان بمانند آكادمى موسيقى و دريانوردى و امثال آن خوانده مىشود ( 2 ) - Xnocrates